بازخوانی میانمقیاسی پیوند خانهباغ و باغشهر در بافت تاریخی ارومیه: رهیافتی آمیخته برای یکپارچهسازی معماری بومی و برنامهریزی شهری
شهرهای تاریخی ایران حاصل پیوند دیرپای انسان، طبیعت و ساختار مصنوعاند. در ارومیه، این پیوند در خانهباغ بهعنوان دانه معماری بومی و باغشهر بهعنوان الگوی کلان منظر شهری تجلی یافته است. اما گسست میان معماری بومی و برنامهریزی شهری معاصر، هویت باغشهری ارومیه را به بحران کشانده و بافت تاریخی آن را فرسوده ساخته است. پژوهشهای پیشین بیشتر بر ساختار درونی خانهباغ متمرکز بودهاند و الگوی اتصال آن به بافت شهری و نقش آن در تداوم هویت باغشهری کمتر بررسی شده است. پرسش اصلی این است: الگوهای پیوند میان خانهباغ و باغشهر در بافت تاریخی ارومیه چگونه بازخوانی میشوند و چه رهیافتی برای همراستاسازی معماری بومی و برنامهریزی شهری میتوان ارائه داد؟ پژوهش با روش آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. بخش کیفی با مصاحبه ۱۵ خبره و استخراج ۵۴ کد، ۱۲ مقوله محوری و ۴ مقوله گزینشی انجامید. بخش کمی با پرسشنامه پایایی 0.87 در ۸۰ نفر و تحلیل همبستگی و عاملی انجام شد. یافتهها نشان داد ساختار کالبدی خانهباغها پایدار (میانگین 4.20)، اما همراستاسازی معماری بومی و برنامهریزی شهری (2.50) و تداوم هویت باغشهری (2.80) ضعیف است. هویت باغشهری با همراستاسازی (0.67r=) و بار عاملی (0.71β=) قویترین رابطه را داشت. رهیافت پیشنهادی سهلایه است: بازشناسی هندسه و سلسلهمراتب خانهباغ، بازطراحی دسترسی و محورهای بصری بر پایه شار باغ، و تدوین ضوابط کلان نهادینهسازی معماری بومی. این رهیافت میتواند الگویی برای سایر شهرهای تاریخی ایران باشد.