تحلیل عوامل معناساز در شکلگیری حس مکان: بررسی تطبیقی مساجد سنتی و معاصر شهر همدان
با گسترش جوامع انسانی و تضعیف لایههای معنایی در فضاهای ساختهشده، کیفیت معنایی فضا و نقش مؤلفههای ادراکی در شکلدهی فضا برای طراحان اهمیت یافته است. این پژوهش با نگرشی معناگرا به بررسی نقش نشانهها در مکانمندسازی فضای معماری مساجد شهر همدان میپردازد. هدف اصلی تحقیق شناخت تأثیر نشانههای معناساز بر ایجاد «حس مکان» در مساجد سنتی و معاصر همدان است. برای دستیابی به هدف، نشانههای معناساز معماری (شامل کیفیتهای فرمی، حسی و تداعیکننده) مبتنی بر اصول نشانهشناسی شناسایی و رابطه آنها با متغیر وابسته «حس مکان» مورد تحلیل قرار گرفت. روش پژوهش ترکیبی از مطالعه موردی و پیمایش مقطعی است و دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری و با نرمافزار SPSS تحلیل آماری و تحلیل همبستگی شدند. نتایج نشان میدهد که بین حس مکان و نشانههای معناساز (کیفیت فرمی، کیفیت حسی و کیفیت تداعیکننده) رابطهای معنادار وجود دارد؛ همچنین کیفیت حسی نسبت به سایر کیفیتها نقش برجستهتری در تقویت حس مکان دارد. افزون بر این، متغیرهای جمعیتشناختی شامل سن، جنسیت و سطح تحصیلات نمازگزاران نیز بر تجربه حس مکان تأثیر معناداری نشان دادند. یافتههای تحقیق میتواند راهنمایی نظری و کاربردی برای طراحان و برنامهریزان معماری مساجد در جهت تقویت لایههای معنایی و ارتقای کیفیت تجربه مکانی مخاطبان فراهم آورد.
اولویت سنجی زنان جوان در انتخاب مسکن: تمرکز بر مولفه های کالبدی و محیطی
مسکن به عنوان یکی از بنیادیترین نیازهای انسان، نقش اساسی در احساس امنیت، آرامش و تعلق مکانی دارد. در سالهای اخیر، تغییرات فرهنگی و اجتماعی در زندگی زنان، بهویژه در کلانشهر تهران، معیارهای انتخاب و ترجیحات مسکونی آنان نسبت به گذشته را دستخوش تغییر کرده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و اکتشافی به اولویتسنجی معیارهای انتخاب مسکن زنان جوان تهرانی در بازه سنی ۲۰ تا ۴۰ ساله میپردازد. دادههای پژوهش از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شده و پاسخها با کمک نرمافزار مکس کیو دی ای در سه دسته مشخصههای الف) کالبدی ساختمان مسکونی، ب)ادراک محیطی وج) مشخصات کالبدی محلهای کدگذاری شده است.یافتهها نشان میدهند که از میان مشخصههای ساختمانی، نور طبیعی و مساحت واحد به ترتیب بیشترین اهمیت را در انتخاب مسکن برای این زنان دارد. در بعد ادراکی، عرصهبندی و حریم خصوصی حائز اهمیت است. در بعد محله ای نیز میزان شلوغی یا خلوتی محله در تصمیمگیری انتخاب مسکن نقش موثری ایفا میکند.این یافتهها میتواند به طراحی و برنامهریزی مسکن متناسب با نیازهای واقعی و سبک زندگی زنان کمک شایانی کرده و حس رضایتمندی آنان را در جامعه ارتقا دهد. با درک اولویتها و ترجیحات زنان جوان در تهران، سیاستگذاران و برنامهریزان شهری میتوانند محیطهای مسکونی را ایجاد کنند که به رفاه و حس تعلق این گروه کمک کند و در نهایت کیفیت زندگی آنان را بهبود بخشد. این پژوهش اهمیت ادغام دیدگاههای جنسیتی درطراحی مسکن مورد تأکید قرار میدهد.
الگوها و ساختارهای رفتاری و فضایی در فضای انسان – ساخت با رویکرد حس تعلق
مسئله بنیادین درک نقش محیط ساخته شده در زندگی مردم درک چیستی معنای محیط است،فضای اطراف اصلی ترین معیار تعریف محیط است.بنابر این هر تعریفی از محیط باید با توجه به چیزی که در فضای اطراف ماست باشد به عبارتی در سطح اکولوژیکی چه چیز مردم را احاطه می کند.محیط های اطراف انسان شامل محیط های زیستی ،جانداران ،اجتماعی وفرهنگی هر کدام نگرش انسان را از محیط ساخته شده تغییر می دهد. آنچه معماران خلق می کنند محیط بالقوه ای برای رفتار انسان است وآنچه شخص تحسین می کند محیط مؤثر بر اوست. انسان از آغاز دریافته که خلق یک مکان به معنای گوهر وجود هستی است.محیط انسان – ساختی که انسان درآن زندگی می کند ابزاری عملی یا رویدادی بی هدف نیست،بلکه واجد ساختار بوده ومعناهارا تجسد می بخشدبنابراین فهم انسان از محیط طبیعی وضعیت موجودی کلی اوست.(آفرینش نظریه های معماری)
اين مقاله در ابتدا به معناي حس تعلق و مفهوم آن از ديدگاه هاي مختلف پرداخته و در نهايت سطوح مختلف و عوامل شكل دهنده آن ر ا بيان مي كند. هدف این پژوهش ارتقای درکی از رفتار فضایی وفرآیند های انگیزش،ادراک و واحساس وشناخت وعاطفه است. بطوری که این شناخت منجر به ارتقای آگاهی طراحان نسبت به چگونگي تأثير فضاي معماري برحس استفاده كنندگان و نیزفراهم آمدن محیط های بهتر برای ارضای فعالیت های انسانی و ارزشهای زیبا شناختی شود.
بازنمایی کالبدی خاطره و تعلق مکانی در محلات تاریخی همدان: یک مطالعه تحلیلی-میدانی برای شناسایی مؤلفههای هویتساز
محله بهعنوان یک نهاد اجتماعی خرد، نیازمند توجه ویژه در طراحی و سیاستگذاری شهری است. این مقاله رابطه میان طرح کالبدی و حس تعلق به مکان در محلات قدیم ایران را مطالعه میکند و بر ویژگیهای شناختی و عاطفی ساکنان تمرکز دارد؛ زیرا انسان برای شکلدادن به هویت روزمرهاش نیازمند پیوند عاطفی با مکان زیستی خویش است و تعلق به مکان یکی از کلیدیترین ابعاد این پیوند است که باید در سیاستهای نوین شهرسازی لحاظ شود.
در این پژوهش ابتدا چارچوب مفهومی محلات قدیم و مؤلفههای مؤثر بر تعلق مکانی بازتعریف شده است. سپس با استفاده از روش ترکیبیِ همبستگی و مطالعه موردی محلات قدیم همدان، دادههای میدانی از طریق پرسشنامه خوداتکا و شواهد کالبدی-فضایی گردآوری و تحلیل شدند. تحلیلها نشان میدهند که طرح کالبدی، از جمله ساختار معابر، آرایش فضایی محلات، کیفیت فضاهای عمومی و ویژگیهای اقلیمی-مادی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری و تقویت حس تعلق دارد.
نتیجهگیری مقاله بر این اساس است که طراحی آگاهانه فضای کالبدی محله میتواند همزمان نیازهای اجتماعی و فردی ساکنان را برآورده سازد و تأثیرات مادی و معنوی محیط بر انسان را تقویت کند. یافتهها راهنمایی برای برنامهریزان شهری و طراحان در جهت تدوین مداخلات حفاظتی و بازسازیِ حساس به هویت محلی فراهم میآورد و پیشنهاد میکند توجه ویژهای به حفظ سازهها و الگوهای فضایی هویتساز و نیز مشارکت اجتماعی در فرآیند طرحریزی صورت گیرد.
تأثیر عناصر محیطی بر تجربه فضایی سالمندان: مطالعه موردی پارک مردم همدان
سالمندان از جمله گروههاي اجتماعي هستند که بهدليل شرايط سني و کاهش نسبي فعاليتهاي کاري، امکان استفاده آنها از فضاهاي شهري براي انجام فعاليتهاي اختياري و اجتماعي بيش از ديگر اقشار جامعه است. پارکها از جمله فضاهاي باز شهري هستند که سالمندان براي گذران اوقات فراغت و پيادهروي بسيار به آنجا مراجعه ميکنند. مقاله حاضر بر آن است تا پس از شناسایی نیازهای سالمندان در استفاده از فضاهای شهری از جمله پارکها، از روش مطالعات اسنادی و با روش پیمایشی و تهیه 350 پرسشنامه و با استفاده از آزمون تی از استفادهکنندگان پارک مردم همدان، مؤلفههای محیطی درخوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان را مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. در این مطالعه دو عامل عینی شامل عوامل عملکردی، زیستمحیطی و دسترسی و عامل ذهنی، شامل عوامل ادراکی، هویت اجتماعی، خاطرات جمعی، حس امنیت و دلبستگی به مکان در خوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان شناسایی شد. بر ایناساس سالمندان در بین شاخصههای عوامل عینی وجود تجهیزات شهری، عوامل طبیعی و استفاده از سطوح شیبدار بجای پله و در بین شاخصههای عوامل ذهنی، وجود فضایی برای برقراری تعاملات اجتماعی، رؤیتپذیر بودن فضا، وجود فضاهای جمعی و فعالیتهای گوناگون در فضا را در استفاده از پارکهای شهری مؤثر میدانند.
ساماندهی فضایی محرمیت در معماری مسکونی قاجاری سنندج: تحلیل تأثیرات فرهنگ کردی و الگوهای بازآفرینی معاصر
محرمیت فضایی-فرهنگی بهعنوان نظامی یکپارچه در معماری مسکونی ایرانی، در خانههای قاجاری سنندج (اواخر قرن 12 تا اوایل قرن 14 ه.ش) تحت تأثیر مؤلفههای فرهنگ کردی شکل گرفته است. این پژوهش با رویکرد ترکیبی شامل مطالعات میدانی سیستماتیک، تحلیل نقشههای معماری با ابزارهایی مانند نقشههای تحلیلی، و مصاحبههای نیمهساختاریافته با 10 خبره (5 معمار مرمتگر، 3 استاد دانشگاه در حوزه معماری بومی، و 2 پژوهشگر فرهنگ کردی) به بررسی پنج بنای شاخص (عمارت خسروآباد، خانه آصف وزیری، خانه وکیلالملک، عمارت مشیر دیوان، و خانه ملا لطفالله شیخالاسلام) پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که حیاط مرکزی دوپوشه، سلسلهمراتب فضایی از عمومی به خصوصی، و تمهیدات کنترل دید (ایوانهای عمیق و پنجرههای مشبک) محرمیت را در سطوح خانوادگی، جنسیتی، و مهمانپذیری تأمین میکنند، بهطوری که 78% فضاهای خصوصی از دید مستقیم خارجی محافظت شدهاند. نوآوری پژوهش، ارائه «مدل سلسلهمراتبی محرمیت» در سه مقیاس شهری، ساختمانی، و جزئیات معماری است که با استفاده از حیاطهای کوچک و مصالح بومی در طراحی مسکن معاصر و بازآفرینی شهری سنندج و دیگر مناطق بومی کاربرد دارد. محدودیتها شامل نبود اسناد معتبر از کاربری تاریخی برخی فضاها و نیاز به مطالعات تطبیقی با دیگر شهرهای کردنشین است.
شناسایی و واکاوی شاخصههای آموزشی و محیطی در مفاهیم، چالشها و جنبههای آموزش به دانشجویانمبتدی درکارگاههایطراحیمعماری
به منظور بهره وری و اثربخشی برنامه آموزش و یادگیری در کارگاه طراحی، در حوزههای فرایند طراحی و مساله گشایی، تفکر در طراحی، خصوصیات دانشجویان مبتدی، شیوههای ارزیابی در آموزش معماری و کلاه طراحی بررسی میشود. هدف پژوهش شناسایی و واکاوی شاخصههای آموزشی و محیطی در مفاهیم، چالشها و جنبههای آموزش به دانشجویانمبتدی درکارگاههایطراحیمعماری است. تحقیق براساس هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت کیفی است، روش توصیفی تحلیل محتوا است. گردآوری داده ها اسنادی و کتابخانه ای است. در سه سطح شناخت مساله، دسته بندی و درنهایت تجزیه و تحلیل محتوا است. سطح نخست شامل عوامل و حوزههای تاثیرگذار و مرتبط با آموزش معماری است دسته بندی داده ها و بیان راهبردها و استراتژیها باعث شناسایی شاخصههای آموزش به دانشجویان مبتدی در سه گروه دانش طراحی که عوامل تاثیرگذار بر آموزش از طریق رسانه،تشکیل و کسترش طرحوارهها،چگونگی مساله گشایی، و در نهایت تولید کانسپت است. ارتقا اندیشیدن و تفکر طراح دانشجویان مبتدی باعث تبدیل تفکر به فضای زیست انسان است. حضور فعالانه در طراحی معماری شامل ارتقاء طرح پژوهی و مشارکت در کارگاه طراحی است. شاخصه های محیطی و روشهای یادگیری که تاثیر محیط فیزیکی و آموزشی بر دانشجویان شامل کارگاه و امکانات آموزشی موجود در آن است، همچنین انعطافپذیری فضای کاردانشجویان، ایجاد محیط خلاق با امکانات اکتشافات و ساخت دوبعدی و سه بعدی و کتابهای کمی برای گسترش مبانی نظری دانشجویان است. با متنوع کردن شیوه های آموزش نظری و عملی، تنوع مقوله و فعالیت های انجام شده در دوره تحصیلی، و استفاده از روشهای فعال یادگیری مدرس بریادگیری دانشجو تاثیر دارد،روشهای ارزیابی موثر و مشخص شدن افراد ارزیابی کننده، پیش از ارزیابی که میتواند شامل مدرس، افراد خبره، و همکلاسی ها باشد، همچنین ارزیابی کارهای پیشین در این دسته بندی قرار میگیرد. سطح سوم بروندادی کارگاه طراحی که محصول گسترش شاخصه های آموزش به دانشجویان مبتدی است. تولید و توصیف محصول نهایی برای تحویل به کارفرمای فرضی، گسترش دانش علمی معماری (جمع آوری گنجینه ی ایده ها، تکامل همزمان، شناسایی، بازنمایی)، با مشاهده محصول نهایی ساخته شده در جهت ارتقای ایده خود، تشخیص ایده های خود و دیگران، حل مساله (ساخت گزینه های طراحی و امتحان گزینهرهای طراحی با استفاده از ساختن و طراحی)، دیالوگ یا گفتگو بین دانشجویان و استاد است.
دربارهی مجله
اهداف و چشمانداز مجله معماری منظر و طراحی باغ
مجله معماری منظر وطراحی باغ با صاحبامتیازی دانشگاه عمران و توسعه، بستری علمی و تخصصی برای تبادل اندیشهها و یافتههای پژوهشی در حوزههای مرتبط با معماری منظر، طراحی محیط و باغ است. این نشریه با هدف ارتقای سطح دانش و توسعه مبانی نظری و کاربردی در این حوزهها، پذیرای مقالات پژوهشگران، اساتید و متخصصان است.
اهداف مجله:
- توسعه و گسترش دانش معماری منظر و باغ از طریق انتشار مقالات علمی پژوهشی و نظری.
- ایجاد بستر علمی برای تعامل و تبادل نظر بین محققان، متخصصان و دانشجویان در حوزههای معماری، معماری منظر، طراحی منظر و محیط و باغ.
- معرفی و تحلیل رویکردهای نوین در طراحی معماری و منظرو محیطهای شهری و طبیعی.
- انتشار یافتههای پژوهشی بهعنوان منابع معتبر برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و سیاستگذاران.
- حمایت از پژوهشهای بینرشتهای در زمینههای معماری طراحی محیط، آمایش زمین و محیطزیست.
چشمانداز مجله: مجله معماری منظر وطراحی باغ در نظر دارد با انتشار مقالات علمی و پژوهشی معتبر، به مرجعی اصلی در حوزههای مرتبط با معماری منظر، باغسازی و طراحی محیط تبدیل شود. این نشریه میکوشد ضمن انعکاس جدیدترین دستاوردهای علمی، به ارتقای سطح کیفی پژوهشهای داخلی و بینالمللی کمک کند و از طریق ایجاد فضای علمی پویا، بستری برای پیشبرد نظریهها، روشها و تکنیکهای طراحی و اجرای پروژههای معماری منظر و شهرسازی فراهم آورد.
حوزههای موضوعی مجله: این مجله مقالات علمی و پژوهشی را در زمینههای زیر پذیرش و منتشر میکند:
- معماری منظر، باغسازی، طراحی محیط
- برنامهریزی شهری و طراحی شهری
- معماری منظر و آمایش زمین
- معماری و محیط زیست
رویکردهای قابل پذیرش در مقالات: نویسندگان مقالات ارائهشده به مجله میتوانند یکی از رویکردهای زیر را در موضوعات یادشده مدنظر قرار دهند:
- مبانی نظری و مفاهیم پایه
- توسعه تئوریک و نظریهپردازی
- تاریخ و بررسی تطبیقی
- مطالعات موردی و تحلیل پروژهها
- نقد نظریهها، روشها و آثار
- آموزش و پژوهش در زمینههای مرتبط
- کاربرد نظریه در پژوهشهای عملی
- روشها و تکنیکهای طراحی، اجرا و مدیریت
با توجه به اهداف و چشمانداز فوق، مجله معماری منظر و طراحی باغ از تمامی پژوهشگران، اساتید، متخصصان و دانشجویان علاقهمند دعوت میکند تا با ارائه مقالات علمی خود، در توسعه دانش و بهبود کیفیت محیطهای طبیعی و مصنوع مشارکت نمایند.